«. ما به کم آبی عادت داریم، از سیستان آمدم اما به دوری از شما نه. عمرم گذشت و موهام سفید شد تا بالاخره قسمت ما هم شد. ما میفهمیم تشنگی یعنی چی همه مسیر تا برسیم به یاد لب تشنه ات فقط اشک ریختم. عمرم کوتاه و با حسرت برمیگردم حالا درد دوری بیشتر از وقتی که نیومده بودم، فقط یه بار دیگه بطلب آقا جان.»