دل نوشته ها
«یا بابالحوائج! سالها بود که کنج خانه، زمین گیر پسرم و بیماریش بودم. حسرت به دل بودم که یک بار هم که شده، او را بیاورم تا ان شاالله شفاش رو ازت بگیرم. وقتی ویلچر...
مادری با فرزند معلول (از نظرآباد)- کربلا
0
«. ما به کم آبی عادت داریم، از سیستان آمدم اما به دوری از شما نه. عمرم گذشت و موهام سفید شد تا بالاخره قسمت ما هم شد. ما میفهمیم تشنگی یعنی چی همه مسیر...
پیرزنی تنها (سیستان و بلوچستان)- کربلا
0